محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

609

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و اميرزاده‌هاى عظام ، مثل تخماق خان و فرخ خان تركمان و غيرهما را به ملازمت خان مقرر داشته بود كه اكثر از « 1 » حيثيت نسب و حسب و صفت « 2 » شجاعت و سخاوت ازو بهتر بودند حاصل كه اسباب علو شأن و سمو مكان ، فرهاد خان زياده از مرتبهء امكان بود . شعر چنان كوكب طالعش اوج يافت * كه از حكم او هيچكس سر نتافت خلايق بدرگاهش آورد روى * همه رو بدرگاهش از چارسوى سران سر نهاده همه بردرش * ولى او گذشته ز گردون سرش [ 332 ] ز رفعت برافراخت بر چرخ سر * نيامد همه عالمش در نظر به جائى رسانيد آن اعتبار * كه گرديد مختار و عالم مدار بكارى كه او مصلحت بين شدى * همان لحظه اسباب تعيين شدى سرانجام دادى به قانون و عدل * نبودى گر آن كار بيرون عدل ز جزوى و كلى كار جهان * نبودى ز انديشهء او نهان كسى را كه بر درگهش جاى شد * سر او ز رفعت فلكساى شد سرى كان گرفت از ره او « 3 » غبار * به دنيا نيامد فرو هيچ بار ز شه يافته رفعت و شان بسى * به اين رفعت و شان نبوده كسى و درين مدت كه بعضى از مملكت خراسان را اوزبكان داشتند ، فرهاد خان مكرر لشكر به خراسان كشيد و يك نوبت تا نيشابور رفت و چون سپاه اوزبك در مقابل جنود ظفر ورود نمىآمد و عبد المؤمن خان هم بتوهم آنكه موكب همايون متعاقب ايشان مينمايد ، در جائى [ ساكن نبود ] « 4 » از اينجهت خان والامكان بىحصول

--> ( 1 ) - م : در . ( 2 ) - د : وصف . ( 3 ) - م : آن . ( 4 ) - هر دو نسخه : در جائى كه ساكن بود .